24 ساعت در سال 2040


هوش مصنوعی 

24 ساعت در سال 2040

یکی از سوالاتی که همه ذهن را درگیر خود نموده این است که هوش مصنوعی در دنیا چه می کند ؟! در این مقاله 24 ساعت در سال 2040 را مطالعه می کنید تا کمی از سر درگمی ها کم شود.

عنوان سریع من یک سفر 25 دقیقه ای در یک hyperloop به لس آنجلس از سان فرانسیسکو بود که برای همیشه غیرممکن به نظر می رسید . ناگهان از تنهایی بادی به صورت من دمیده شد . چشم هایم را بستم . همه چیز دارم . موقعیت بالا، یک خانه چاپ شده 3 بعدی، ماشین بدون راننده، Holo، نامزد و عوامل هوشمند. هنوز ، احساس می کنم چیزی ندارم . صدای ضعیفی می شنوم که مرا صدا می زند “جانی، بیدار شو”. چشم هایم را باز می کنم . او مادرم است. دور و بر را نگاه می کنم متوجه می شوم در خانه داخل بستر بوده ام. یادآور این می شود ساعت 10 جلسه ای با مایک و نمایندگی از چین  دارم. من از او میخواهم آن را به روزهای آتی موکول نماید.

در واقعیت ، من 22 ساله ام و نمی توانم بدون مادرم زندگی کنم، این Bonjour است و یک عامل هوشمند که نقش مادر من و صدای او را برعهده گرفته است . فقط شبیه مادر من است ، او به هر چیزی که مورد نیاز من است اهمیت می دهد و با خانه هوشمند یکپارچه من تعامل دارد .

 

24 ساعت در سال 2040
Bonjour

 

ساعت 6 صبح

من دوش گرفتم و برای مراقبت از بدن وارد یک اتاق با هوای blowed و مرطوب کننده کاربردی شدم. تصمیم Bonjour و کمد لباس هوشمندم برای جلسه پوشیدن کت و شلوار شد. پدرم می گفت رئیس جمهور اوباما هر روز برای ذخیره انرژی ذهنی و تصمیم گیری بهتر چیزی می پوشد. ما در عوامل هوشمند ممتاز هستیم.

 

24 ساعت در سال 2040
خانه پرینت شده سه بعدی من

 

ساعت 7 صبح

در صبحانه، Bonjour گفت : جانی ، هواپیماهای بدون سرنشین ما در چک نقطه های روی اواسط هوا کشیده شده اند. من نگران این بودم قبل از ترک منزل صبحانه نرسد. “من به کنایه، Bonjour هواپیماهای بدون سرنشین برای قاچاق آسان مواد مخدر ساخته شده اند. بررسی خوبی برای جامعه هستند.”

 

24 ساعت در سال 2040
هواپیماهای بدون سرنشین محلی

 

ساعت 8 صبح

Bonjour به Autobot اتومبیل خودران من دستور از طریق عامل هوشمند ارسال کرد. Autobot شارژ خورشیدی Perovskite خود را قطع کرد و جلوی خانه منتظر من بود. ما وارد یک بزرگراه خودکار شدیم که در آن رانندگی انسان ممنوع بود. تصادفات جاده ای که در آن اثری از رانندگی تحت تاثیر الکل، مواد مخدر یا Holo باشد؛ بسیار نادر است.

24 ساعت در سال 2040
Autobot

یک robocop در یک ماشین برای تعقیب یک پسر بد به در گذشته به پرواز درآمد. یک مثال بصری در مورد به پرواز درآمدن مایک با استفاده از Holo و Li-Fi زد. عینک holo من ، تلفن ، رایانه و تلویزیون من است. پین بینی نامزدم به عنوان گوینده، هدفون کار و میکروفون کار می کند. تعجبی ندارد که جیمز باند برای سرگرمی خانواده خود بچرخد.

ساعت 8:30 صبح

زمانی که به دفترم رسیدم، Autobot برای کنترل به Officemate عامل شخصی هوشمند من ، منتقل شد. با وجود Bonjour(نام)، Autobot و Officemate، تمام نیازهایم را برآورده کرده بود. Officemate یک جلسه در دستور کار روزانه دارد.

ساعت 10 صبح

هنگامی که مایک وارد می شود، Cobot، ربات اسکورت ما او را تایید هویت نموده و به طور مستقیم به دفتر من هدایت می کند. ما سپرده ایم holos ها با Cobot به جلسه متمرکز شوند و دستور cobot قطع نمی شود مگر اینکه جلسه ضروری باشد. از آنجا که مایک و من از طریق VR کنفرانس چند بار ملاقات داشته ایم، جلسه ما بسیار کوتاه و امضا یک تفاهم همکاری بود. با هم دست دادیم و VR احساس گرما از انسان را نمی رساند. Cobot تصویر ما را برای آزادی مطبوعات سایبری گرفت.

 

24 ساعت در سال 2040
Cobot

 

ساعت 11 صبح

Bonjour holo-ed گفت: “من دستور BodyCare برای اسکن کامل سلامتی بدن شما ارسال کردم و آن به خوبی صبح نبود. گزارش مرحله استرس بیش از حد بعد از حمام را نشان می دهد! من به Autobot ، Officemate و حتی متصدی بار به حفظ یک تب در مصرف هشدار دادم. جانی لطفا مواظب باش و زود به خانه برگرد.”

من گفتم خیله خب مامان، نفس عمیقی کشید و به خودم گفتم به استراحت بیشتری نیاز است.

ساعت 12:30 بعد از ظهر

من هرگز خوردن ناهار با تیم را فراموش نمی کنم. یک قدرت مرموز در تماس های شخصی وجود دارد. بسته ناهار را باز می کنم، تحت عنوان صفر مایل، تازه، ارگانیک و رشد یافته در طی 50 مایل برچسب زده شده است. روپال پاسخ داد، “مواد غذایی محلی برای مردم محلی، کوتاه برد،مزرعه تازه و بدون انجماد. حتی محصولات مایلز کمتر از چاپ های سه بعدی محصولات محلی برای محله ها ساخته شده اند.” آبراهام اضافه کرد، “من از میکرو مزرعه شخصی خودم ناهار تهیه می کنم. کشاورزی مرا با طبیعت یکی می کند.” او ارایه شده تا به من میکرو کشاورزی آموزش دهد. من احساس بسیار خوبی بعد از استراحت ناهار دارم.

ساعت 1:30 بعد از ظهر

بعد از صرف ناهار، طرح تیم هند را بررسی کردم. از حرکات آن ها برای تنظیم مجدد برخی از قطعاتشان استفاده نمودم. در این جهان  تریلیون ها ماشین حرکات متحد تعامل انسان و ماشین دارند. تیم CRM ما که به عنوان مرکزی برای اخذ نوآوری شناخته شده، چگونگی استفاده از متن مشتریان و ابداع همراه با آن ها با استفاده از گفتگوی دوباره VR، به اشتراک می گذارد.

ساعت 3:30 بعد از ظهر

تماسی با پدر بزرگ عزیزم برقرار می کنم. صدای او بسیار بیمار است. من نمیخواهم شانسی بگیرم. من برای یک دوچرخه آمبولانس شناور تماس گرفتم. کنترل ترافیک هوایی یک راه صحیح به آن می دهد. صحت درستی از آسانسور خاموش شروع می شود. یک سند اضطراری از راه دور پدر بزرگم را مشاهده کرد و دستورالعمل ها را به اولین عامل پاسخ شناور ارسال کرد. پس از دو ساعت دردناک، Holo دکتر به من گفت پدربزرگتان گرما زده شده بود و خطر رفع شده است. من احساس رهایی یافتم.

ساعت 5:30 بعد از ظهر

Officemate به Autobot دستور داد که من قصد خروج دارم. من او را در مورد پدربزرگم بروز کردم. Autobot ما را به یک جلسه در رستوران ایتالیایی برداشت. Holo-ed ما را به داخل آشپزخانه و ارتباط با سرآشپز برد. ما او را تماشا می کردیم که گشنیز تازه را از گلدان قطع کرده و به طبخ غذا به سلیقه ما می پرداخت. من صورت حساب شام را با سکه های حاشیه ای، بیت کوین با حاشیه برای مبارزه با پول شویی پرداختم. نامزد خود را برداشته و به خانه رسیدم.

ساعت 8:30 شب

افکارم همچنان مشغول پدربزرگ بود. صدای او نوشدارویی برای تنهاییم است. به خاطر دارم که چگونه روزی با خرید یک Roomba،جاروبرقی رباتیک، برای یک حیوان خانگی به عنوان سگ خود فریب داد. Roomba در زمان ما بیرون عینک و حتی آب شنا را پاک می کند. در گذشته احساس می کردم Robopet من Roomba را تعقیب می کند، او شیشه را شکست و برف داخل اتاق نشیمن ما شد!

نمی توانم بخوابم. در مورد دوران کودکی ام فکر می کردم. پدرم اعتقادی به ازدواج نداشت. او تخم مرغی را خرید که حداکثر سازگاری را با توالی ژنوم خود داشت و من تا به حال از طریق یک مادر جایگزین بودم. پدربزرگم او را مجبور به نگهداری حداقل 5 سال از من کرده بود. تا آنجا که به من مربوط است، او مادر دوست داشتنی من است. هنگامی که 8 ساله بودم به طور دائم تماسم را با او از دست دادم. گرمایم از دست رفته است. من داخل یک رحم برون سپاری شده طراحی و تولید شده ام. به خودم قول داده ام که هرگز بچه ای از خودم نسازم. افکار کهنه به سلامتی من می پیچد. فردا، با Variance Fitai مربی یوگا مجازی من ، ثبت نام خواهم کرد.

 

24 ساعت در سال 2040
My figurine

 

 

من خوابیدم. صدای ضعیفی را می شنوم که با من تماس می گیرد “جانی، بیدار شو.” آن صدا تبدیل به بلندتر و بزرگتر شده است. چشم هایم را باز می کنم و متوجه می شوم که در یک hyperloop بودم. او مادرم بود! پریدم و مانند یک کودک در آغوش او رفتم. این آخرین سنی بود که من او را ملاقات می کردم. او بهترین در لس آنجلس عنوان شد. او گفت که یک شوهر دلسوز و دو بچه به دست آورد. موعد برگشت به خانه بود. گرمای دست مادرم را احساس می کردم. در اولین لحظه شادی مطلق را از داخل به خارج حس می کردم.
نویسنده : Bhat Dittakavi ، کارآفرین ، مربی استارتاپ ، موسس و مدیر Variance.AI

ترجمه : محمد تقی غلامی ، برنامه نویس وب و مدیر دیزاین کده |***| مطالعه مقاله به زبان اصلی

با توجه به تازه کار بودن بنده همیشه در ترجمه اشکالاتی از جمله پس و پیش شدن کلمات و تعویض مفهوم جمله اتفاق میافتد پس از خواندن مقاله را در زبان اصلی نیز بررسی کنید .




مطالب مرتبط با این دسته بندی